باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

مسافرت تابستانی به روایت تصویر 2

1392/7/9 20:48
نویسنده : میم
1,299 بازدید
اشتراک گذاری

سفر یکروزه به آلاشت

موزه مردم شناسی که قبلا خانه .... بوده

متاسفانه موزه بسته بود

تدابیر امنیتی برای حفظ اشیای موزه به این صورت بود که حتما باید این پنجره باز باشه البته برا ما بد نشد (شرح در عکس پایین )

عکس از داخل موزه از طریق پنجره گرفته شده

باران در مناظر زیبا ولی نه چندان تمیز اطراف

باران و مادر بزرگ در حال بلال پزی

سفرنامه آلاشت به پایان رسید لطفا برای دیدن ادامه عکسها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید 

 

 

حیاط خانه مادربزرگ (مادر بزرگ پدر ) بروی تپه ای زیبا

باران با گل و کفش دوزکی در دست

نوازندگان کوچک باران و مهتا (دختر خاله ی پدر ) در روز دختر

مهیا کردن کداب (همان کباب اما به زبان مهتا ) با لنگه کفش و دمپایی

دریای خزر ساحل جویبار

باران و دوستش فاطمه (خواهر شوهر عمه ) که البته ٥ سالی از باران بزرگتره

آب بازی پدر و دختر

در حال درست کردن یه چیز شنی که من متوجه نشدم چیه

بدون شرح

و حسن ختام مسافرت ما سفر به مرز اینچه برون

جنگل زیبای ناهار خوران گرگان

شالیزارهای بین راه

و خواب در آغوش عمه  پایان سفرنامه اینچه برون

اینم آش دوغ گدوک (در راه بازگشت به خونه ) و دختر بد اخلاقی که از برگشتن به خونه خوش حال نیست

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

سوده مامان مهیار
9 مهر 92 20:37
سلام سلام صد تا سلام
خیلی خوشحال شدم که اومدین دلم واستون تنگ شده بود
وااااااااااااااااااای مرسی مانلی جون چی همه عکس های خوشگل از باران جونی گذاشتی اون تاب مشکیه هم خیلی بهش میاد
تو ششمین عکس هم ژستش منو کشته

دلم آش دوووووووغ می خواد


مرسی عزیزم منم یه عالمه ماچ و لاو . این ژستای دخترم منم کشته خدای ادا های خنده داره منم آش دوغ میخوام این یکی مالی نبود . مثلا وایسادیم وقت پیدا کنیم بریم از طرحاشون (اینترنت )یکی خوب و پر سرعت انتخاب کنیم 2 مگابایتشو انتخاب کردیم سرعتش در حد کیلو بایت صد رحمت به اون قبلیه که یک بود .
مامان ساینا
10 مهر 92 19:02
بازم مثل همیشه زیبا هم مطالب هم عکسا عکاست اونقدر کامل هستن که آدمو میبره با خودش ممنون چقدر به باران خوش گذشته.اینچه برون گجاست؟

نزديك گرگانه ، مرز ايران و ترکمنستان اگه اشتباه نكنم ،ممنون كه بهم سرميزنی عزيزم
آذین
11 مهر 92 12:17
بـیـهـو د ه و ر ق مـی خـو ر نـد تـقـو یـم هـا ی ِ جـهـا ن ر و ز هـا ی ِ مـن هـمـه یـک ر و ز نـد شـنـبـه هـا یـی کـه فـقـط پـیـشـو نـد شـا ن عـو ض مـی شـو د . . .
شادی
11 مهر 92 14:02
ای جووووووونم. باران خانم نازو چه ژستی هم میگیره. چه عکسهای خوشگلی گذاشتی عزیزم. دلمون هوای شمال کرد. خوش باشین همیشه و هر لحظه
نوشين مامان آريا
13 مهر 92 15:08
واي چه عكس هاي قشنگي آدم دلش وا ميشه. باران خانم هم كه با حضورش عكس هارو زيباتر كرده خانم خانما
مامان بهداد
13 مهر 92 15:36
سلام مانلی جانم. همیشه به گردش و سفر. وااااااای آلاشت خیلی قشنگه. اینچه برون هم رفتم اونجا هم جای باحالیه. خب خدارو شکر که خوش گذشته اما میدونم که حس آخر عکسش چیه.واقعا بعد از این همه بازی و گردش و اینکه دورش این همه شلوغ بوده حالا داره بر میگرده خیلی براش سخته. از همه سختتر برای شما که باید سر این دختر ناز و ملوس و روزها گرم کنی که دوباه هوایی نشه و بهونه ی فامیلاشو نگیره. خوش باشید.
خاله ی آریسا
14 مهر 92 8:46
چه حیاط با صفایی دلم خواست باران جونی از اون کبابت به ما هم میدی دختر خلاق واقعاً خیلی خوبه که در مورد هر چیزی حتی کباب درست کردن هم ایده های خودتو داری
رویا
13 آبان 92 20:52
خوشگله
خدا حفظش کنه

ممنون عزيزم